نحوه تعیین اهداف بازاریابی محتوایی

استراتژی بازاریابی محتوایی,اهداف بازاریابی چیست؟,اهداف بازاریابی محتوا
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 6 امتیاز : 5]

در استراتژی بازاریابی محتوایی، مشخص کردن و تعیین اهداف مانند یک شمشیر دو لبه می باشد. در یک طرف، افزایش دائمی سطح اهداف بازاریابی می تواند به تیم شما انگیزه بدهد تا نرخ رشد خودتان را در طول یک دوره طولانی زمانی، حفظ  کنید. اما در طرف دیگر، ممکن است این کار باعث شود که تیم شما، نیاز های شرکت را نسبت به نیاز های مشتریان، اولویت بدهند.

ممکن است شما با خودتان فکر کنید که ماهیت بازاریابی محتوایی امروز همین گونه است یعنی شما همیشه باید تلاش کنید که کار های خودتان را توسعه دهید و همیشه اهداف خودتان را محقق کنید و گاهی، برای این که بتوانید به هدف خودتان برسید باید بهترین عملکرد خودتان را به نمایش بگذارید حتی اگر مجبور به کاری شوید که به میل مشتریان شما نباشد.

اما دقیقا بر خلاف باورهای عمومی، تمرکز صرفا بر روی نتایج، باعث نمی شود که شما به عملکرد و هدف خوبی برسید. تمرکز بر روی خدمت رسانی به مشتریان باعث شکل گیری عملکرد مطلوب می شود. Tim Cook، مدیر عامل اپل، یکی از افراد معروفی است که جنبش مشتری مداری را شروع کرده است. در سال 2015، او در کنفرانس اینترنت و تکنولوژی در سان فرانسیسکو سخنرانی کرد و یک گزارشگر از او پرسید که مهم ترین دستاورد های اپل در سال گذشته چه بوده است. پاسخ او بدین صورت بود “ما دیگر تمرکز خودمان را بر روی تعداد و اعداد قرار نمی دهیم، تمرکز ما بر روی فرایندهایی است که منجر به رسیدن به سطح خاصی از عملکرد می شود.”

در زمینه بازاریابی محتوایی، یکی از مهم ترین عوامل موثر که باعث شکل گیری سطح خاصی از عملکرد می شود، احساس اهمیت نسبت به محصولات و خدمات است. اما گاهی، ما ممکن است به شدت در تلاش باشیم تا نتایج خودمان را بهینه سازی کنیم و در نتیجه، ما دیدگاه ها و مشتری های هدایت شونده که در واقع اهداف مطلوب ما هستند را فراموش می کنیم و نمی توانیم محتوای قانع کننده ای را ایجاد کنیم.

در این پست وبلاگ، ما به شما نشان می دهیم که چطور می توانید اهداف بازاریابی واقع گرایانه را برای خودتان مشخص کنید که به شما کمک کند تا محتوایی با محوریت مخاطب را ایجاد کنید که با اولویت نیازهای مشتریان شکل بگیرد و در نتیجه به اهداف بازاریابی و فروش خودتان برسید. شما این مقاله را مطالعه کنید تا متوجه شوید که اهداف بازاریابی شما به چه صورت است و چه فرایند هایی را باید طی کنید تا به نتایج مد نظر خودتان برسید.

اهداف بازاریابی چیست؟

اهداف بازاریابی و فروش، اهدافی هستند که تیم های شما می خواهند در طول یک دوره خاص، به آن برسند. آن ها معمولا معیارهای دقیقی هستند که مانند یک خط پایان در رقابت می باشند که تیم شما به سمت این خط پایان، حرکت می کند. اما، مشخص کردن اهداف بازاریابی تنها محدود به تعیین اهداف نهایی نمی باشد. شما باید مشخص کنید که طی چه روندی می توانید به اهداف خودتان برسید و باید دلیل تعیین این اهداف را هم برای خودتان مشخص کنید.

Jay Acunzo موسس Unthinkable Media، در پست وبلاگ عالی خودش در رابطه با تعیین اهداف بازاریابی، یک مشکل بسیار نامحسوس اما جدی را مطرح می کند که همیشه در صنعت بازاریابی محتوایی مشکل ایجاد کرده است؛ تعیین اهداف به صورت سنتی، شما را قادر می سازد تا کاری که انجام می دهید را اندازه گیری کنید، اما به صورتی نیست که با استفاده از آن بتوانید نحوه انجام کار و یا دلیل آن را ارزیابی کنید. در واقع این عملکرد شما است که به کار شما مفهوم و معنی می دهد و باعث می شود که شما محصولی منحصر به فرد را ارائه کنید.

در بازاریابی، شما قطعا باید اهداف عینی برای خودتان مشخص کنید. اما همانطور که گفتم، تنها تمرکز بر روی نتایج ممکن است باعث شود که شما نیازهای سازمان خودتان را نسبت به نیازهای مشتریان، اولویت بدهید.

برای این که بتوانید بیشتر بر روی اهداف و فرایند های کاری خودتان متمرکز شوید و نه فقط بر روی نتایج، Jay پیشنهاد می کند وقتی که شما اهداف بازاریابی خودتان را مشخص می کنید، دو مورد دیگر را هم در نظر داشته باشید؛ عامل اشتیاق کاری و آرمانی خودتان.

اشتیاق شما، در واقع نشان دهنده عدم رضایت شما به کار فعلی خودتان و تلاش برای بهبود آن و علت رسیدن به اهداف آتی می باشد. عامل آرمانی شما نیز دیدگاه کاری شما در آینده و نحوه رسیدن به اهداف را مشخص می کند. این دو مورد باعث می شود که شما انگیزه داشته باشید و باعث می شود شما در مسیر صحیحی قرار بگیرد تا بتوانید خدمت رسانی بهتری را برای مشتریان داشته باشید. و زمانی که شما اهداف خودتان را به این معادله اضافه می کنید، شما می توانید به صورت همزمان، کاری با محوریت مشتریان ارائه دهید و همچنین به اهداف خودتان برسید.

برای این که نحوه تعیین اهداف بازاریابی یاد بگیرید و بدانید چطور می توانید اهداف خودتان را مشخص کنید و بر روی علت و نحوه اجرای کار خودتان در زمینه بازاریابی تمرکز داشته باشید، نمونه اهداف بازاریابی زیر را مطالعه کنید.

نمونه اهداف بازاریابی

اشتیاق (علت) – وبلاگ ما، به مخاطبین اطلاعات خوبی می دهد اما از نظر احساسی، منجر به تهییج آن ها نمی شود.

عامل آرمانی (نحوه اجرای کار) – هدف ما این است وبلاگی را داشته باشیم که از نظر احساسی باعث تهییج مخاطبین ما شود و به صورتی باشد که هر وقت مخاطبین ما ایمیلی در رابطه با محتوای جدید در سایت ما دریافت می کنند، برای مطالعه آن اشتیاق داشته باشند.

هدف ( ماهیت کار) – هدف ما افزایش مشترکین وبسایت به مقدار 25% در ماه در طول سال جدید است.

با این قالب تعیین هدف، شما می توانید علت و نحوه اجرای فرایند های رسیدن به هدف را شناسایی کنید که باعث می شود خدمت رسانی بهتری برای مخاطبین صورت بگیرد و همچنین با استفاده از آن، می توانید به اهداف بازاریابی و فروش خودتان هم دست پیدا کنید.

به عنوان مثال، در نمونه بالا، تیم وبلاگ فقط به هدف به دست آوردن مشترکین بیشتر تلاش نمی کند. آن ها می خواهند محصولاتی را ایجاد کنند که واقعا مطابق با ارزش های مخاطبین باشد و یا محتوایی را ارائه کنند که ارزش استفاده ار داشته باشد و این موضوع، باعث می شود که هم مشترکین آن ها بیشتر شود و هم ارزش بلند مدت برای کسب و کار آن ها شکل بگیرد.

در صورتی که این تیم وبلاگ نتواند به صورت صحیح اشتیاق و آرمان خودش را مشخص کند، تنها چیزی که باعث می شود آن ها به سمت هدف نهایی خودشان پیش بروند، خود هدف است که این موضوع باعث می شود ارزش کار آن ها کم شود و این فرایند ممکن است موجب شکل گیری رفتار با هدف کوتاه مدت شود و شاید تیم را به هدف خودش برساند، اما این هدف مبتنی بر نیاز های مخاطبین اولویت بندی نشده است.

مشخص کردن اهداف بازاریابی محتوایی با قالب تعیین اهداف SMART 

استراتژی بازاریابی محتوایی,اهداف بازاریابی چیست؟,اهداف بازاریابی محتوا

حالا که ما علت و نحوه شکل گیری فرایندهای رسیدن به هدف را درک کرده ایم، باید ببینیم چطور می توانیم به صورت واقع گرایانه، ماهیت هدف خودمان را با یک قالب کاری هوشمند، مشخص کنیم.

اهداف هوشمندانه، اهدافی واقعی، کمی، و متمرکز بر روی مخاطبین می باشد که دستیابی به آن ها ساده می باشد. در واقع منظور ما از نام گذاری اهداف با نام اهداف هوشمندانه (SMART)، معیارهای خاصی است که یک هدف باید داشته باشد که در زیر آن ها را بررسی می کنیم (در واقع کلمه SMART، مخفف چندین معیار است که در زیر معرفی می شود)

  1. خاص 

در بازاریابی، شما باید معیارهای خاصی را که می خواهید بهبود پیدا کنند را مشخص کنید، مانند بازدیدکننده ها، مشتری های هدایت شونده و یا مشتری های نهایی. شما باید مشخص کنید که هر کدام از اعضای تیم شما بر روی کدام موضوع کار می کنند، منابع در دسترس خودتان را مشخص کنید و برای رسیدن به اهداف، برنامه داشته باشید.

  1. قابل اندازه گیری

در صورتی که شما می خواهید پیشرفت تیم خودتان را اندازه گیری کنید، شما باید اهداف خودتان را به صورت کمی ارزیابی کنید، مثلا مشخص کنید که چند درصد افزایش باید در بازدیدکننده ها، مشتری های هدایت شونده و مشتریان نهایی شکل گیرد.

  1. قابل دستیابی

باید مطمئن شوید که مثلا فلان درصد افزایش در شرایط فعلی شما، قابل دستیابی می باشد. در صورتی که ترافیک شما مثلا الان 5 درصد در ماه افزایش پیدا می کند، باید تلاش کنید آن را به 8 تا 10 درصد افزایش برسانید نه این که هدف خودتان را بر اساس 30 درصد افزایش قرار دهید. شما باید اهداف خودتان را بر اساس تحلیل مشخص کنید نه بر اساس معیارهای کاری دیگران و یا معیارهای غیر واقع گرایانه.

  1. مرتبط

اهداف شما باید با هدف نهایی شرکت مرتبط باشد و گرایش های فعلی زمینه کاری تان را پوشش دهد. به عنوان مثال، آیا افزایش فالوورهای فیسبوک می تواند باعث افزایش درآمد شما شود؟ و آیا می توانید بعد از تغییرات الگوریتم های فیسبوک، ترافیک ارگانیک خودتان را به صورت محسوس افزایش دهید؟ در صورتی که شما نسبت به این عوامل آگاهی دارید، احتمالا می توانید اهدافی واقع گرایانه، قابل دستیابی و مفید برای شرکت خودتان مشخص کنید.

  1. دارای محدوده زمانی

مشخص کردن موعد مقرر برای اهداف بازاریابی و فروش، باعث می شود تیم شما تحت یک فشار قرار بگیرد تا اهداف را محقق کند. این کار به تیم شما کمک می کند تا یک پیشرفت مداوم و محسوس در بلند مدت داشته باشد. در صورتی که شما موعد مقرری برای اهداف خودتان مشخص نکنید، تکمیل اهداف قطعا بیش از حد زمان می برد. به عنوان مثال، کدام مورد زیر برای شما قابل قبول است؟ افزایش 5 درصد مشتری های هدایت شونده در هر ماه که باعث 30 تا 35% افزایش در نیم سال می شود؟ یا تلاش برای افزایش مشتری های هدایت شونده به مقدار 15% بدون موعد مقرر و دستیابی به این هدف مثلا در یک سال؟

ترکیب اشتیاق، عامل آرمانی با اهداف هوشمندانه (SMART)

با تحلیل دو قالب کاری مختلف برای تعیین اهداف، ما یاد گرفتیم که چطور می توان علت، ماهیت و نحوه دستیابی به اهداف را مشخص کرد. حالا، ما می توانیم این دو قالب کاری را با یکدیگر ترکیب کنیم تا اهداف واقع گرایانه ای به دست بیاوریم که در وهله نخست نیازهای مشتریان را تامین می کند و سپس ما را به اهداف کمی خودمان می رساند. در زیر نمونه اهداف بازاریابی که با ویژگی های اهداف smart ترکیب شده است را برای جزییات بیشتر بررسی کنید.

  1. خاص بودن همراه با اشتیاق و آرمان های کاری

وبلاگ ما، به مخاطبین اطلاعات خوبی می دهد اما از نظر احساسی، منجر به تهییج آن ها نمی شود. هدف ما این است وبلاگی را داشته باشیم که از نظر احساسی باعث تهییج مخاطبین ما شود و به صورتی باشد که هر وقت مخاطبین ما ایمیلی در رابطه با محتوای جدید در سایت ما دریافت می کنند، برای مطالعه آن اشتیاق داشته باشند و به این صورت، ما می توانیم به مشترکین بیشتری برسیم.

  1. قابل اندازه گیری

افزایش مشترکین وبلاگ به صورت ماه به ماه به مقدار 25% در طول این سال

  1. قابل دستیابی

سال پیش، ما توانستیم مشترکین خودمان را 15% افزایش دهیم.

  1. مرتبط بودن همراه با اشتیاق و آرمان های کاری

در صورتی که ما بتوانیم محتوایی ایجاد کنیم که از نظر احساسی منجر به تهییج مخاطبین شود و مطابق با ارزش های آن ها باشد، ما می توانیم روابط عمیق تری با آن ها داشته باشیم، مشترکین بیشتری جذب کنیم که روابط خوبی با آن ها ایجاد کنیم و در نتیجه، بتوانیم در آینده با آن ها تجارت کنیم.

اهداف هوشمند (SMART)

با ایجاد کردن محتوایی که مطابق با ارزش های مخاطبین ما باشد و برای آن ها مهم باشد، ما می توانیم امسال میزان افزایش ماه به ماه مشترکین خودمان را به 25% برسانیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیام شما بلافاصله پس از ثبت برای مدیران سایت ارسال می شود