11 معیار نرخ بازگشت سرمایه در بازاریابی دیجیتال

دوره بازگشت سرمایه,شاخص نرخ بازگشت سرمایه,کمپین بازاریابی حتما در کانال تلگرام نیوسئو عضو شوید (در کانال محتوایی هست که در سایت نیست!)
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 5 امتیاز : 5]

نرخ بازگشت سرمایه در بازاریابی دیجیتال و کسب و کارهای آنلاین نیز مانند سایر بیزینس ها، اهمیت ویژه ای دارد. 

هر کاربری که به تازگی با گوگل آنالیتیکس آشنا شده باشد نسبت به حجم زیاد اطلاعات موجود در این سرویس شگفت زده می شود؛ به بیان ساده می توان گفت که باید صبر و توانایی زیادی داشته باشید که بتوانید همه اطلاعات موجود در گوگل آنالیتیکس را کنکاش کنید.

برای سنجش نرخ بازگشت سرمایه (ROI) در زمینه بازاریابی دیجیتالی باید با چند معیار اصلی آشنا شوید زیرا بدون این ابزارهای کارآمد نمی توانید هیچ کاری را انجام دهید.

  1. نسبت هزینه بر مشتری هدایت شونده (Cost per Lead)

اگر وب سایت شما برای تیم فروش مشتری هدایت شونده جذب می کند تا تیم فروش، محصولات شما را به آنها بفروشد، باید دقیقا بدانید که برای هر مشتری هدایت شونده چقدر هزینه می پردازید. اگر هزینه هر مشتری هدایت شونده بیشتر از پولی باشد که با فروش محصول به آن ها در می آورید، این مسئله نشان دهنده بازگشت منفی سرمایه است.

  1. نرخ فروش به مشتری هدایت شونده (Lead Close Rate)

چگونه مقدار فروش به مشتری های هدایت شونده را دنبال می کنید؟ این فرآیند اغلب به صورت آفلاین انجام می شود به همین دلیل داده ها با تحلیل ها یا دیتای آنلاینی که دریافت کرده اید، یکپارچه نمی شوند. دنبال کردن این خط مشی مشکلی ندارد ولی باید میزان فروش به مشتری های هدایت شونده خود را مد نظر بگیرید تا از این طریق بتوانید این عامل را نسبت به مشتری های هدایت شونده جذب شده بسنجید. این امر باعث می شود اطمینان یابید که اقدامات شما در زمینه بازاریابی دیجیتالی، محصولاتتان را به صورت سودآوری به مشتری های هدایت شونده ارائه می کنند.

از این عامل همچنین می توانید به عنوان یک شاخص برای کنترل اقدامات جدیدتان در زمینه بازاریابی دیجیتالی استفاده کنید. اگر به طور ناگهانی با مجموعه ای از مشتری های هدایت شونده مواجه شدید ولی نرخ فروش به این مشتریان پایین است، باید تغییراتی را در زمینه اقدمات هدفمند خود اعمال کنید.

  1. نسبت هزینه به درآمد (Cost per Acquisition)

شما باید بتوانید با استفاده از اطلاعات فوق نرخ هزینه برای کسب درآمد خود را بدانید. برای پیدا کردن این نسبت تنها باید هزینه های بازاریابی خود را بر تعداد فروش محصولتان تقسیم کنید. حال شما می دانید که برای فروش یک محصول چقدر باید هزینه کنید و از این طریق اطلاعات دقیق تری را نسبت به ROI خود کسب می کنید.

  1. مقدار متوسط سفارش (Average Order Value)

هر تاجری می خواهد میزان سفارش محصولاتش افزایش یابد، با این حال مد نظر قرار دادن مقدار متوسط هر فاکتور فروش می تواند نتایج مثبت زیادی را به دنبال داشته باشد.

افزایش کمی در مقدار متوسط سفارش می تواند هزاران دلار به درآمد شما اضافه کند. شما می توانید به سادگی با ارتقاء تجربه مشتریان و ایجاد فرصت هایی برای متقاعد کردن خریدار به خرید محصولات بیشتر، به این افزایش درآمد برسید.

  1. نرخ های تبدیل بر روی کانال های مختلف 

باید بدانید که ترافیک خود را از کجا دریافت می کنید. این ترافیک از هر کانالی (طبیعی، پولی، شبکه های اجتماعی یا …) که باشد، اطلاعات مرتبط به آن به شما می گوید که بیشتر مشتریان شما در چه مکانی هستند و اقدامات مرتبط با بازاریابی در چه زمینه هایی بیشترین سود را برای شما به دنبال دارند.

البته این همه داستان نیست؛ نرخ های تبدیل شاخص بهتری برای موفقیت هستند و به شما می گویند که بهترین فرصت ها در چه موقعیت هایی قرار دارند. فرض کنید که 75 درصد ترافیک شما از اقدامات مرتبط با ترافیک طبیعی و 25 درصد آن از PPC نشات می گیرد. باید به این نکته توجه کنید که نرخ های تبدیل PPC دو برابر نرخ های تبدیل کسب شده از اقدامات مرتبط با ترافیک طبیعی است به همین دلیل باید بیشتر بر روی اقدامات مرتبط با بازاریابی PPC سرمایه گذاری کنید. اگر بتوانید ترافیک PPC خود را به اندازه ترافیک سازمانی خود برسانید، ROI خود را دو برابر کرده اید.

دوره بازگشت سرمایه,شاخص نرخ بازگشت سرمایه,کمپین بازاریابی

  1. نرخ های تبدیل بر روی دستگاه های مختلف

نرخ های تبدیل بر روی دستگاه های مختلف را هم باید مانند نرخ های تبدیل بر روی کانال های مختلف بسنجید. اگر دستگاهی کارایی تبدیل کمی داشته باشد، باید دوباره بر روی آن سرمایه گذاری کنید، مخصوصا هنگامی که ترافیک شما از طریق آن دستگاه (موبایل، دسکتاپ و …) افزایش می یابد.

  1. کارایی صفحه فرود (Landing Page Performance)

زمانی که صحبت از کارایی صفحات فرود به میان می آید، باید عوامل زیادی مورد سنجش قرار گیرد. نرخ های برگشت ، CTR، نرخ های تبدیل، اقدامات انجام شده برای افزایش تبدیل و … برخی از این عوامل هستند. هر صفحه فرودی که نرخ تبدیل ندارد باید بهینه سازی شده یا حذف شود در غیر این صورت باید اقدامات بازاریابی خود را تغییر دهید. در هر صورت باید کاری کنید که صفحه فرود شما کارآیی داشته باشد.

  1. نرخ های کلیک در بلاگ (Blog Click-Through Rates)

بلاگ ها واسطه های بسیار خوبی برای افزایش ترافیک وب سایت شما هستند ولی سوال مهم این است که چه رابطه ای بین این واسطه ها و ترافیک وجود دارد؟ بلاگ ها نرخ برگشت و خروج بسیار بالایی دارند با این حال شما نباید خودتان را به ارقام بی ارزش ارائه شده در رابطه با آن ها محدود کنید. باید از این ارقام برای هدایت ترافیک از بلاگ به وب سایت خود استفاده کنید. افزایش کوچکی در نرخ کلیک وبلاگ ها می تواند ورودی های ارزشمند جدیدی را برای شما به ارمغان بیاورند.

  1. ارزش طول عمر مشتری (Customer Lifetime Value)

 تا زمانی که درک خوبی از این نداشته باشید که یک مشتری به طور متوسط در طول عمرش چقدر پول خرج می کند، نمی توانید به درستی شاخص ROI اقدامات بازاریابی خود را درک کنید. اگر برای مثال 500 دلار هزینه کنید تا مشتری جدیدی را جذب نمایید یا کالای جدیدی را بفروشید ولی این کالا تنها به مبلغ 500 دلار فروخته شود یا مشتری جدید شما تنها جنسی با ارزش 500 دلار را از شما خریداری کند، به نظر می رسد شما ضرر کرده اید زیرا ارزش دیگری را هم برای بازاریابی خود سرمایه گذاری کرده اید.

ولی در صورتی که مطمئن باشید یک مشتری به مدت 5 سال هر شش ماه یک بار 500 دلار از شما خرید می کند، ارزش طول عمر مشتری (CLV) در این بازه زمانی برای شما 5,000 دلار خواهد بود. در چنین موقعیتی بد نیست که 500 دلار بپردازید تا این مشتری را جذب کنید.

اگر سرمایه گذاری اولیه سود بلند مدت زیادی داشته باشد و بدانید که سودی را برای شما به دنبال دارد، راحت تر می توانید به آن کالایی که برای اولین بار به شخصی فروخته اید به چشم یک هزینه بازاریابی نگاه کنید.

  1. فاکتورهای برند یا غیر برندی

جستجوهایی را که با برندتان در ارتباط هستند و جستجوهایی را که ربطی به برند شما ندارند، مد نظر بگیرد. جستجوهای مرتبط با برند در مقایسه با جستجوهایی که ربطی به برند ندارند، نرخ کلیک و نرخ تبدیل بالاتری دارند زیرا افرادی را که با شما آشنا هستند، به کارتان ربط می دهند. با جدا سازی اطلاعات مرتبط با این دو جستجو می فهمید که چه اقدامی برای شما سود دارد.

  1. مقایسه های سالانه

در هنگام مقایسه اطلاعات داده های موجود را به طور ماهیانه مقایسه نکنید زیرا در چنین مقایسه ای فصلی بودن بازار فروش برخی از کالاها و ناهنجاری های فروش مربوط به برخی ماه ها، نادیده گرفته می شوند. مقایسه های خود را به صورت سالانه انجام دهید تا بدانید که کمپین شما چه پیشرفتی داشته است.

آیا به شاخص ROI رسیده اید؟

برای این که به این سوال یک پاسخ دقیق بدهید باید معیارهای فوق را در نظر بگیرید. بگذارید این معیارها داستان کمپین بازاریابی شما را بازگو کنند و سپس متناسب با آن ها اقدامات خود را تنظیم کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *