آیا ترک شغل بدون زیر سر داشتن شغلی تازه کار درستی است؟

ترک شغل,ترک شغل کارکنان,زندگی شغلی حتما در کانال تلگرام نیوسئو عضو شوید (در کانال محتوایی هست که در سایت نیست!)
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 1 امتیاز : 5]

اغلب افراد در شرایط کنونی بدون در نظر داشتن یک شغل جدید، شغل فعلی خود را ترک نخواهند کرد. ترک کردن شغل برای اکثر ما اینگونه است که پنجشنبه با یک اتاق خداحافظی می کنیم و صبح شنبه به اتاقی دیگر سلام می دهیم. فکر ما این است که ترک شغل بدون داشتن برنامه ی دیگری در آستین، غیر ممکن و نابخردانه می باشد و به این ترتیب زندگی شغلی، اوضاع مالی و حتی خانواده ی خود را با آینده ای تاریک مواجه می کنیم.

با تمام این تفاسیر شاید اگر تعداد بیشتری از ما وقتی حس کردیم باید از محل کار خود جدا شویم، این کار را کرده بودیم الان در جایگاه بهتری قرار داشتیم. یا حتی پول بیشتری در می آوردیم، چون اکثراً افزایش حقوق افراد به حین یا بعد از تغییر شغل آنها بر می گردد. از پول که بگذریم، احتمالاً خوشحال تر هم می بودیم. درصد زیادی از کسانی که مشغول به کار می باشند با شغل خود ارتباط خاصی برقرار نکرده و صرفاً برای گذران زندگی به انجام آن می پردازند. اگر ما هم از شغل خود رضایت نداریم، قویاً توصیه می شود آن را ترک نماییم. اما باید دید برای اطمینان از فرود در محل مناسب بعد از این سقوط آزاد، چه کارهایی باید انجام داد.

مرحله اول اینکه اگر به اندازه ی کافی پس انداز نداشته باشیم نمی توانیم شغل خود را ترک کنیم. پس اگر از شغل خود راضی نیستیم، به فکر پس انداز کردن باشیم. بدترین سناریوی ممکن را در نظر بگیریم و ببینیم چه مقدار کاهش درآمد را برای چه مدت حاضریم تحمل کنیم.

با کسانی که به طور مستقیم تحت تأثیر این تصمیم ما قرار خواهند گرفت در این باره صحبت نماییم، برای مثال همسر یا اعضای خانواده ی ما که در حال حاضر تحت حمایت ما قرار گرفته اند و یا ممکن است در صورت لزوم به کمکشان نیاز پیدا کنیم. بحث بر سر پول هیچوقت خوشایند نیست، اما در این مورد خاص، باید انجام شود.

ریسک دیگری که در این میان وجود خواهد داشت این است که خط آسایش اقتصادی خود را آنقدر بالا در نظر بگیریم که خواسته هایمان هیچگاه محقق نشوند. اگر فکر می کنیم تا وقتی مثلاً به اندازه ی 5 سال پس انداز نکرده ایم نباید شغلمان را ترک کنیم، هیچگاه موفق به کنار گذاشتن شغل خود نخواهیم شد. با اهداف دست نیافتنی، خودمان را گول نزنیم.

این، آشنایی با جنبه ی عملی ترک شغل بود. جنبه ی نظری آن بیشتر به آمادگی روانی و اجتماعی برای ترک شغل بر خواهد گشت و می توان گفت بخش دشوارتر کار همین بخش است.

قبل از آنکه بدون فکر به قدم بعدی خود شغلمان را ترک کنیم، باید خود را برای این دیدگاه آماده کنیم که قصد داریم زندگیِ خود را بر خلاف آنچه دنیای اطرافمان به ما دیکته می کند اداره نماییم. اطرافیان ما احتمالاً به عقل ما شک می کنند. آنها این را رو در روی ما به زبان نخواهند آورد، اما جتماً این را حس خواهیم کرد.

ما باید برای آثار این مسأله روی احساس ارزش، اعتماد به نفس، و اهمیت نقشمان در دنیای پیرامون خود، حداقل در کوتاه مدت، آمادگی داشته باشیم. حتی گپ و گفت با یک فرد تازه در یک میهمانی نیز می تواند روی روحیه ی ما اثر منفی داشته باشد چرا که اولین سؤال او به احتمال زیاد راجع به شغل ما خواهد بود.

ترک شغل,ترک شغل کارکنان,زندگی شغلی

بنابراین از قبل پاسخی برای این سؤال حیاتی آماده نماییم. پاسخ های ما می توانند چیزی شبیه به اینها باشند:

“بعد از سال ها کار به عنوان … تصمیم گرفته ام مدتی به خودم استراحت بدهم تا ببینم با باقی زندگی ام چه کار می خواهم انجا دهم”.

“مدتی از کار منظم فاصله گرفته ام تا روی خانواده ام متمرکز باشم و به این فکر کنم که آیا دوست دارم باقی عمرم هم به همین کار مشغول باشم یا نه”.

توجه داشته باشیم که عبارت “باقی عمر” اهمیت فراوانی دارد. اینکه با باقی عمر خود چه کار می خواهیم انجام دهیم می تواند دلیل خوبی برای فاصله گرفتن از شغلمان باشد.

هویت شغلی قسمت بسیار مهمی از شخصیت ما را تشکیل خواهد داد و ما باید خود را برای احساس بدی که ممکن است بدون آن داشته باشیم آماده کنیم. اگر قبل از ترک شغل در مورد آن فکر کنیم در این بازی روانی بسیار جلو خواهیم بود.

در نهایت، وقتی شغل خود را ترک کردیم، برای خودمان زمانی در نظر بگیریم. احتمالاً پیش از آنکه بتوانیم زندگی شغلی تازه ای را شروع کنیم دوره ی دشوار و پر تنشی را تجربه خواهیم نمود. به ویژه در آغاز، برای اینکه کاری در جهت پیدا کردن شغل انجام دهیم تحت فشاری مستمر قرار خواهیم گرفت و سعی خواهیم کرد روز پر کاری برای خود رقم بزنیم، هرچه باشد نباید تمام روز را روی کاناپه لم بدهیم و تنقلات بخوریم و احساس افسردگی کنیم. اما بخشی از زمان خود را برای لذت بردن از زندگی صرف نماییم و در عین حال به این فکر کنیم که چه کار باید بکنیم.

با این تفاسیر، نباید شبکه سازی را از یاد برد. از چیزهایی که در مورد شغل گذشته ی خود می پسندیم یا نمی پسندیم فهرستی تهیه کنیم. ببینیم اولویت هایمان برای یک محیط کاری جدید کدام اند. اما صرفاً به این علت که می خواهیم کار کنیم با دریافت اولین پیشنهاد شغلی برای پذیرش نسنجیده ی آن وسوسه نشویم.

به یاد داشته باشیم، در حالی که تغییر شغل می تواند کار استرس زایی باشد، می تواند دوره ی لذتبخشی هم به شمار بیاید. این دوره به ویژه می تواند اعتماد به نفسی به ما ببخشد که هیچگاه قبل از این نداشته ایم. آگاهی از ارزشی که خارج از محیط کار می توانیم داشته باشیم به ما جرأتی می دهد که در غیر این صورت نداشتیم.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *