چرا کارمندان نمی‌ توانند بدون مدیر کار کنند

چگونه صاحب کسب و کار شویم,صاحب کسب و کار,کسب و کار حتما در کانال تلگرام نیوسئو عضو شوید (در کانال محتوایی هست که در سایت نیست!)

لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 1 امتیاز : 5]

دلایلی که افراد نمی‌ توانند مدیریت خود را عهده‌ دار باشند

استخدام افراد خوب اولین قدم است. در کنار آن باید روابط بین کارمندان را مدیریت کنیم تا بهترین نتیجه را از حضور آنها به دست آوریم.

بسیاری بر این باورند که کافی است افراد خوب برای کسب و کار خود بیابیم و آنها را استخدام کنیم، در این صورت دیگر نیازی به مدیریت آنها نیست و ” آنها می توانند خودشان را مدیریت کنند”. در صورتی که چنین نیست.

کارمندان نمی‌ توانند خودشان را مدیریت کنند و به یک فرد در جایگاه مدیریت نیاز دارند تا این وظیفه را بر عهده بگیرد. در ادامه با ما همراه شوید تا ۴ دلیل عمده‌ ی این‌که افراد نمی‌ توانند مدیریت خود را عهده‌ دار باشند، برای شما بیان کنیم.

۱- هر سازمان منحصربه‌ فرد است

صرف‌ نظر از مهارتها و تجربه ها، کارمندان وقتی به سازمان ما ملحق می شوند درباره اصول و ضوابط خاص آن اطلاعاتی ندارند و اهداف، برنامه‌ ها، ارزش‌ ها، فرآیندها و مشتریان خاص کسب و کار ما را نمی‌شناسند. پس باید آنها را به سمت و سوی مورد نظر هدایت نماییم و با برقراری ارتباط و آموزش، به آنها یاد بدهیم که چگونه کارها را به همان سبک مورد نظر ما به ثمر برسانند. در غیر این صورت، خواهیم دید کارمند خوب نتایج بدی به دست می‌ آورد.

فرض کنیم در بخش فروش فردی با ۲۰ سال سابقه استخدام می‌ کنیم و با تکیه بر همین سابقه، به او آموزشی نمی دهیم و امیدواریم که در بخش فروش ما پیشرفت چشمگیری حاصل شود. بعد از گذشت چند ماه، تماس‌ هایی حاکی از نارضایتی مشتریان از نحوه برخورد و روش کار این شخص دریافت خواهیم کرد! دلیلش قطعاً این است که ما وقت کافی برای آموزش اصول و ضوابط سازمان خود صرف نکرده‌ ایم و فرهنگ شرکت خود را به او آموزش نداده‌ ایم. در نتیجه باید زمانی برای جبران خسارت‌ های وارد شده به سازمان در طی این مدت، صرف کنیم یا حتی مجبور شویم آن کارمند را با وجود سابقه کاری خوب اخراج کنیم یا مشتری‌ هایمان را از دست بدهیم.

چگونه صاحب کسب و کار شویم,صاحب کسب و کار,کسب و کار

۲- افراد برای کار کردن به انگیزه نیاز دارند

برخی از افراد ذاتا انگیزه دارند. در واقع آنها با توجه به لذتی که از کار و فعالیتشان می برند و همچنین از دستاوردهایشان در محیط کسب و کار، انگیزه‌ های لازم را به دست می‌ آورند. اما برخی دیگر با وجود اینکه انگیزه‌ های کافی برای کار و پیشرفت دارند، گاهی (یا حین انجام برخی کارها) دچار کمبود انگیزه برای ادامه کار می‌ شوند. اینجا نقش رهبر تیم پررنگ‌ تر میشود و باید با توجه به خصوصیات هر فرد، برای کمک به پیشرفت و یافتن راه و انگیزه، آنها را مدیریت میکند.

فرض کنیم صاحب یک کسب و کار، یک متخصص باتجربه برای مدیریت قسمت خدمات مسکونی استخدام میکند. مدیر جدید برای آنکه خودش را به‌خوبی بشناساند بسیار تلاش کرده است و حالا در صنعت برای مهارت‌ ها، وظیفه‌ شناسی و مشتری مداری‌ اش به‌ خوبی شناخته شده است.

صاحب سازمان از اینکه دانسته است این مدیر را در شرکت خود استخدام کند بسیار خوشحال است و برای قدرشناسی به او پیشنهاد خواهد کرد که در جایگاه رهبری قرار بگیرد. اما ۶ ماه بعد درمی‌ یابد صدمات بسیاری به کار وارد شده است.

اما علت این اتفاق چه بود؟ احتمالاً انتظار مدیر جدید هم این بوده است که کارمندان زیر نظرش به اندازه او انگیزه داشته باشند. اما کارمندان چندان توجهی نداشتند و بازخوردهایی را که انتظار میرفت، فراهم نکردند و کارایی، تمایل و کیفیت عملکرد آنها تحت مدیریت جدید روزبه‌ روز کاهش پیدا کرده است.

محیط کسب و کار,محیط کسب و کار ایران,محیط کسب و کار چیست

۳- کارمند، کارمند است

دو نفر را کنار هم بگذاریم و خواهیم دید که در نهایت، ناسازگاری و مشکلاتی با هم پیدا خواهند کرد. حالا این مقدار را در ۲، ۱۰، ۱۰۰ ضرب کنیم و احتمال افزایش مشکلات و دردسرها را برآورد کنید. حتی بهترین کارمندان هم یک روز یا هفته کاری بد خواهند داشت. ناسازگاری شخصیتی، مشکلات فردی، آسیب‌ های جسمی یا روحی، بیماری، استرس‌ های مالی، حسادت و … می‌ توانند از عوامل مؤثر در به وجود آمدن این قبیل مشکلات باشند. بالاخره جایی باید کسی در محیط کار باشد که برای میانجی‌ گری و حل و فصل مشکلات، برنامه‌ ریزی و تصمیم‌ گیری صحیح، جهت دادن به کارها، استخدام، نظم و قدردانی از کارمندان یا استخدام آنها مسئولیت داشته باشد. این مسئولیت‌ ها بر عهده مدیریت است.

در یک سازمان که حدود ۱۰۰ کارمند داشت، همگی آنها از میزان تعطیلات و مرخصی بیماری خود راضی بودند. اما بررسی نحوه استفاده کارمندان از امکانات نشان داد که تنها ۱۰٪ کارمندان از ۵ روز مرخصی مجاز برای بیماری استفاده کرده بودند و در این میان، ۵ مورد از این مرخصی‌ ها همیشه در روزهای منتهی به پایان تعطیلات یا روز اول هفته بودند؛ به‌گونه‌ ای که کارمند بتواند تعطیلی‌ های متوالی بیشتری داشته باشند.

مدیر سازمان با حذف نام آن ۵ نفر، نتیجه این بررسی را به کارمندان نشان داد و به آنها گفت تنها در صورتی از تعطیلی بیماری خود استفاده کنند که واقعا مریض باشند و نه برای به دست آوردن یک روز تعطیلی بیشتر. یک سال بعد داده‌ های سازمان بار دیگر بررسی شد. همان ۵ کارمند از تعطیلات بیماری در همان روزهای پیشین استفاده کرده بودند. در نتیجه شرکت تعطیلات بیماری را حذف و پرداخت پول به‌ جای آن تعطیلات را جایگزین آن کرد.

۴- شرایط تغییر میکند

یکی از نیازهای سازمان تغییر است و رهبر باید افراد را در جهت تغییر راهنمایی و هدایت کند. این یکی از ضروریات مدیریت است. این کار افراد را گرد هم می‌ آورد و نتایج گروهی به دست میدهد. در محیط کسب و کار امروزی، تغییرات دائمی و روزافزون هستند. اگر مدیریت قوی وجود نداشته باشد، ممکن است جهت اشتباه در پیش گرفته شود یا واکنش به تغییرات آهسته باشد و در نتیجه فرصت‌ ها و موقعیت‌ های خوب از دست برود.

یک سازمان با یک مدیر فعال، رشد خوبی در بخش فروش و خدمات داشت. صاحب کسب و کار یک تیم خوب از افرادی گرد هم آورده بود که دستورات و راهنمایی‌ های او را به‌ خوبی دنبال می‌ کردند و اهداف سازمان را مد نظر قرار می‌ دادند. رشد سازمان به مرحله‌ ای رسید که صاحب کسب و کار به فکر استخدام ۳ مدیر برای بخش‌ های آن افتاد.

۲ نفر از مدیران انتخابی تحت رهبری رئیس خود اهداف را پیگیری و انگیزه‌ ها را به کارمندان خود القا می‌ کردند. آنها تغییرات سازمان را شناسایی و در صورت نیاز، برنامه‌ ها و هدف‌ های خود را ویرایش می‌ کردند. اما، سومین مدیر موفقیت کمتری به دست آورده بود. با وجود اینکه افراد خوبی در تیم او کار می‌ کردند، اما نوآوری کمی وجود داشت و در تصمیم‌ گیری‌ ها به‌کندی عمل میکرد. او اهداف جذاب نداشت و کارمندان را به پیشرفت و تلاش تشویق نمیکرد. بخش او بازدهی کمتری داشت و دو مدیر دیگر از او پیشی گرفته بودند.

این نمایشی از مدیریت خوب است. سازمان برای موفقیت به مدیریت قوی نیاز دارد. هیچ کسی نمی تواند یک تیم فوتبال را بدون مربی تصور کند، چرا که استراتژی کلی، تعیین جایگاه‌ ها و بازی‌ ها بر عهده اوست. در کسب و کار هم اوضاع از همین قرار است. کارمندان نمی‌ توانند خودشان را مدیریت کنند.

تجربه ثابت کرده است کارمندان تمایل دارند در راستایی کار کنند که به نفع خودشان باشد. ساده‌ لوحانه است اگر چیزی خلاف این را باور داشته باشیم. حتی بهترین‌ ها هم برای ایجاد فرهنگ، انگیزه، توافق، همراهی و تعیین جهت به مدیریت نیاز دارند. نمی‌ توانیم راه و روش خود را بدون مدیریت به کار ببندیم. پس این باور اشتباه را دور بریزیم و بپذیریم که یک شرکت بدون داشتن مدیر موفق و توانمند نمی‌ تواند به هدف مطلوب دست پیدا کند.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *