شروع یک روز کاری فروشنده موفق – قسمت سوم

جمله مثبت,چگونه یک فروشنده موفق باشیم,رازهای یک فروشنده موفق حتما در کانال تلگرام نیوسئو عضو شوید (در کانال محتوایی هست که در سایت نیست!)
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 1 امتیاز : 5]
  • مشتری را با گفتن یک جمله مثبت واقعی تحت تأثیر قرار دهیم. مثلاً اگر به موقع ما را پذیرفته است، به خاطر دقیق بودن به ایشان تبریک بگوئیم یا اگر منشی شایسته ای دارد، این را به ایشان بگوییم. می توانیم این طور آغاز کنیم قبل از اینکه وارد مذاکره بشویم به من اجازه بدهید بابت دقت نظری که در انتخاب مسئول دفتر داشته اید به شما تبریک بگویم. حتماً این نکته را می دانیم که مسئول دفتر، آینه عملکرد مدیریت است که این طور بادقت عمل کرده ایم اما اگر تعریف واقعیت نداشته باشد جنبه چاپلوسی پیدا میکند و در آن صورت ممکن است به مشتری بربخورد.
  • در نزد مشتری از خوردن مایعات خودداری کنیم، بهتر است بگوییم ممنونم، میل ندارم، چون اگر دست ما اندکی بلرزد ممکن است با برداشت خوبی از سوی مخاطب همراه نباشد و بدتر از آن حالتی است که مایعات روی میز یا وسایل کار ریخته شود.
  • در مذاکرات، حرفه ای عمل کنیم، فنون مذاکره را با دقت مطالعه کنیم و آنها را به کار بندیم. از صحبت های نامفهوم پرهیز کنیم، خود را با مشتری هماهنگ کنیم. نیازهای مشتری را بشناسیم و مشکلات او را بیابیم. مزایای محصولات را بشماریم و این مزایا را با نیازها و خواست مشتری پیوند دهیم، پس لازم است دقیقاً مشتریانمان را بشناسیم. به آنها نشان دهیم که چگونه محصولات ما می تواند برای آنها مفید باشد و منافعی را نصیب آنها کند. یادمان باشد مشتریان منافع و فواید محصولات را می خرند و نه ویژگیهای آنها را، پس در توضیح هایمان ویژگیهای محصول را به مزایا و منفعت هایی که برای مشتری دارند، ربط دهیم.
  • نزد مشتری از رقبا بدگویی نکنیم، چون مشتری حرف ما را قبول نخواهد کرد. او میداند که انگیزه ما چیست و ممکن است تصور کند چون رقیب ما پیشرفت کرده است، حسادت می کنیم به علاوه بعضی از مواقع، خودمان مشتریان را نسبت به رقبا حساس می کنیم که در مورد آنها هم اطلاعاتی جمع آوری کنند و شاید ما رقبا را به مشتریان معرفی نماییم و این آشنایی به معامله منجر شود، این یکی از هدایایی است که ما به رقبایمان می دهیم. استراتژی خود را با جمع آوری اطلاعات رقبا تدوین کنیم.
  • اگر مشتریان از قول رقبا در مورد ما نکات منفی را گفتند لبخند بزنیم و بگویید خوشحالم از اینکه توفیق ما آنها را نگران کرده است. طبیعی است اگر برای آنها مهم نبودیم از ما صحبت نمی کردند، سپس اگر موضوع صحت نداشت بگوییم متأسفانه آنها روش خوبی را برای رقابت انتخاب نکرده اند و به این دلایل (که می شمارید) موضوع صحیح نیست. اما اگر مورد صحت داشت، کتمان نکنیم، بلافاصله موضوع را به ارزش مرتبط کنیم و برآیند نقاط مثبت و منفی را برای مشتری بشماریم و این را یادآور شویم که تمام شرکتها مشکلاتی دارند اما آن چیزی که برای ما مهم است ارزش است که مقایسه بین فایده ها و هزینه هاست.

جمله مثبت,چگونه یک فروشنده موفق باشیم,رازهای یک فروشنده موفق

  • فروشندگان خوب از شرکتشان به نیکی یاد می کنند. هیچوقت از محیط کارمان نزد دیگران، خصوصاً مشتری بدگویی نکنیم، بلکه چنان برخورد نماییم که در بهترین شرکت دنیا کار می کنیم. اگر چنین نیست علتها را بررسی کنیم و به کمک مدیران و سایر همکاران آنجا را بسازیم بیشترین زمان عمر ما در محل کارمان می گذرد، بدگویی کردن از شرکت جایز نیست و بدتر از آن بدگویی کردن از مدیریت شرکت است. در این حالت، مشتری احساس میکند خانواده کاری ما بنیانی ندارد و با این برداشت احتمال سفارش دادن محصول کم میشود.
  • فروشندگان موفق هیچوقت به مشتری دروغ نمی گویند، حتی دروغهای سفید.
  • به این جملات دقت کنیم: ❗️ به من توصیه شده که با شما تماس بگیرم.  ❗️از این طرف رد می شدم گفتم سری هم به شما بزنم. از گفتن چنین جملاتی بپرهیزیم. به مشتری نشان دهیم که او برای ما مهم است و فقط به خاطر او به آنجا آمده ایم و رضایت او برای ما مهم است. به یاد داشته باشیم، فروش خوب حالتی است که رابطه برد دو طرفه داشته باشد.
  • تکنیک های خاتمه فروش را در زمان مناسب به کار ببریم و مراقب نشانه های خرید از سوی مشتری باشیم. فروشندگان موفق نیازهای مشتری را می شناسند و می توانند آنها را از سوی مشتری به تقاضا تبدیل کنند؛ تقاضا همان نیاز و خواست است زمانی که با قدرت خرید همراه شود. اگر نتوانیم مشتری را به حالت متقاضی تبدیل کنیم در آن صورت آنها جذب رقبا خواهند شد. به این متقاضی شدن، خاتمه فروش می گویند. یعنی هنر تشخیص زمان اتمام معامله. یادمان باشد ما فقط نمایش دهنده نیستیم بلکه فروشنده هستیم. بهترین زمان برای پایان دادن به کار در اولین زمان ممکن است. لذا ما باید مراقب نشانه هایی باشیم که حاکی از آن است که مشتری آماده تصمیم گیری است. حالات، اظهارنظرها، صداها و حتی سرتکان دادنها، همگی نشانه هایی هستند از رضایت درباره آنچه ارائه می شود. احتمالاً قطعی ترین آنها اظهار نظرهایی درباره وضعیت پس از خرید است. فروش بدون خاتمه، فروش نیست. خاتمه فرایندی است که بر علاقه، حل مشکلات، تعهد و ایجاد نیروی محرکه در مشتری استوار است.

شروع یک روز کاری فروشنده موفق,فروشندگان موفق,فروشنده موفق

  • فروشندگان حرفه ای موفقیت ها و شکست هایشان را تجزیه و تحلیل می کنند. تجزیه و تحلیل دقیق موفقیت ها و شکست ها باعث شناسایی نقاط قوت و ضعف خواهدشد.
    برای توجیه موفقیت ها یا ناکامی ها از کلمه “شانس” استفاده نکنیم، واقعاً در 99% موارد عامل پیروزی یا شکست خودمان هستیم. شانس چیزی نیست جز هنر درست استفاده کردن از فرصتها و درس گرفتن از شکستها. تعداد کمی هستند که می دانند بخت و اقبال، خلق کردنی است. شکست چیز خوبی نیست اما یک تجربه است. تجربه، معلم است. از معلم یاد بگیریم. تعریف حماقت چیزی جز این نیست که همان کار گذشته را انجام دهیم و انتظار نتیجه متفاوتی را داشته باشیم. نباید یک شکست را مجدداً تجربه کرد، انسانهای موفق دلیل ناکامی را ابتدا در خود جستجو می کنند و انسانهای ناموفق دلایل ناکامی را ابتدا در دیگــران جستجو می کنند و خود را بدشانس می دانند. خداوند هیچ کس را بدشانس نیافریده است، همه فرصت دارند، فقط باید آن را ببینند، بشنوند و استفاده نماییند. تجربه چیزی است که آن را به سادگی و رایگان به ما نمی دهند.
  • در صورتی که معامله ارزشمندی را به نتیجه رساندید سریعاً آن را به مافوق خود گزارش دهیم.
  • ناهار را با آرامش میل کنیم و از آن لذت ببریم. اگر ناهار را با مشتری میل می کنیم بیشتر مواظب رفتارمان باشیم. آداب غذا خوردن را کامل رعایت کنیم و بخشی از غذایمان را در ظرف باقی گذاریم. بعضی از امتحانها (مثلاً برای تصمیم گیری در روابط بلندمدت) هنگام غذاخوردن صورت خواهد گرفت.
  • وظایف و مسئولیت های متعدد فروشندگان حرفه ای ازجمله کسب اطلاعات، توجه به عملکرد رقبا و تقویت نگرش سیستمی در محیط_کار را پیوسته مدنظر داشته باشیم و به آن عمل کنیم.
  • در پایان روز پس از جمع بندی امور، میز کارمان را مرتب کنیم، برنامه های فردا را مشخص سازیم. پیش بینی های لازم را به عمل آوریم، و با خاطره ای خوش از همکاران خداحافظی کنیم و اگر مشکلی در کار داشته ایم به خود بگوییم این مشکل را همین جا می گذارم تا با فراق بال و علت یابی صحیح آن را حل کنم، اما هیچ وقت مشکل کاری را به منزل نمی برم. خانواده من منتظر همسر و پدر یا مادری شاد و سرحال هستند. آنها حق دارند از زندگی لذت ببرند و سپس به خود بگوییم چه کاری می توانم انجام بدهم که آنها را شاد کنم و در این راستا بکوشیم. شاید این کارها لبخندی صمیمی به همراه یک شاخه گل باشد.

فروشندگی در دنیای کنونی فعالیتی دشوار است و برای توفیق در فضای رقابتی فعلی که روز به روز درحال گسترش است بسیاری از عملکردهای گذشته با توفیق همراه نخواهدبود. برای موفقیت در کسب و کار فعلی و آینده به فروشندگان حرفه ای که خود را با دانش نو مجهز کنند نیاز است.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *