داستان معرفی کردن و دو نکته ناب

داستان فحش دادن,داستان لئون تولستوی,داستان معرفی کردن
میزان اهمیت : ضروری
زمان مورد نیاز یادگیری : 5 دقیقه
حتما در کانال تلگرام نیوسئو عضو شوید (در کانال محتوایی هست که در سایت نیست!)
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 1 امتیاز : 5]

? #داستان معرفی کردن

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد.
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد، تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و …
محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت: مادمازل من لئون تولستوی هستم.
زن که بسیار شرمگین شده بود، عذر خواهی کرد و گفت: چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید؟
تولستوی در جواب گفت: شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید!!

? دوستان عزیزم دقت داشته باشید که نیاز نیست همواره با همه مردمی که با شما قرار است در طی روز سر و کله بزنند، گفتمان معنادار کنید.در نظر داشته باشید بسیاری از ان ها هیچ سودی برای شما ندارند و فقط قرار است وقت شما را بابت یک سود بسیار کوچک بگیرند.در عوض ذهن و وقت خود را روی چیزی بگذارید که به شما سود زیااااادی برساند.مثل همنشینی با بزرگان یا خواندن کتاب …

و اما یک نکته مهم دیگر :

? افراد زیادی هر روز می‌گویند زمان کافی ندارند، در حالی که دقیقا همان مقدار زمان را در روز دارند که به بیل گیتس ، استیو جابز ، ادیسون ، رونالدو ، پاستور، مادر ترزا، لئوناردو داوینچی، آلبرت انیشتین و… داده شده بود.

? دوستان عزیزم زمان برای همه انسان ها به یک صورت می گذرد.همه در ابتدا یک شرایط را دارند و البته هر کسی با شناخت استعداد خویش می تواند بهترین باشد.همین امروز ساعاتی را به اینکه آیا در زمینه استعداد خویش گام برداشته اید یا خیر بپردازید.
⚡️به شما قول می دهم که اگر خود را باور کنید ، قطعا بهترین هستید.

❗️ #رازهای تحول در کسب و کار ? :

➡️ @NEWSEO


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *