چگونه ایده های ماندگار تولید کنیم؟

افزایش هوشیاری,ایده کارآفرینی,ایده کسب و کار حتما در کانال تلگرام نیوسئو عضو شوید (در کانال محتوایی هست که در سایت نیست!)
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 1 امتیاز : 5]

برادران هیث، نویسندگان کتاب ایده عالی مستدام (انتشارات آریانا قلم)، پس از بررسی صدها ایده ماندگار در دنیا، شش اصل مشابه را در آنها به شرح زیر مشاهده نمودند:

اصل اول: سادگی

وکیل مدافع موفقی می‌ گوید “اگر ما در دادگاه، درباره ده نکته بحث کنیم، حتی اگر همه آنها نکات خوبی باشند، هنگامی‌که قضات به اتاق هیئت منصفه می‌ روند هیچ‌ کدام از آنها را به خاطر نمی‌ آورند”. برای کاهش اضافه‌ های ایده و رساندن آن به مفهوم اصلی، باید در کاهش و حذف مسلط باشیم و می‌ بایست بی‌ رحمانه اولویت‌ بندی کنیم. ماموریت ما فقط کوتاه گفتن چیزها نیست، عبارات بسیار کوتاه الزاماً ایده‌ آل نیستند. گفتار حکیمانه، ایده‌ آل است. باید ایده‌ هایی بسازیم که علاوه بر سادگی، عمیق و با مفهوم نیز باشند.

اصل دوم: غیره منتظره بودن

می‌ توانیم از غافلگیر کردن برای جلب توجه افراد استفاده نماییم، احساسی که نقش آن افزایش هوشیاری و تمرکز می باشد. اگر پیام ما از میان پارازیت ‎ها عبور نکند و توجه افراد را جلب نکند، نمی ‎توانیم به پیش برویم. اگر استفاده از غافلگیری در خدمت پیام اصلی ما باشد، بسیار قدرتمند خواهد بود. اما غافلگیری زیاد طول نمی‌ کشد. برای بردباری افراد در توجه به ایده، باید اشتیاق و حس کنجکاوی ایجاد کنیم.

اصل سوم: ملموس بودن

باید ایده خود را در چارچوب اطلاعات ملموس و فعالیت‌ های انسانی توضیح دهیم. ایده‌ های ماندگار به طور طبیعی پر از تصاویر واضح و ملموس‌ اند. ایده‎ های ملموس راحت تر به یاد آورده می ‎شوند. اما ممکن است این سوال را بپرسیم که چه چیزی موضوعی را ملموس میکند؟ پاسخ ساده این است که چیزی را که بتوان با حواس پنج‎ گانه خود بررسی نمود، ملموس است.

اصل چهارم: باورپذیر بودن

ایده‌ های ماندگار باید اعتبار خود را داشته و باورپذیر باشند. به راه‌ هایی نیاز داریم تا افراد، خود ایده ما را بیازمایند. در تنها مناظره ریاست جمهوری در سال 1980 میان رونالد ریگان و جیمی کارتر، ریگان می‌ توانست آمارهای بی‌ شماری را که نشان‌ دهنده رخوت اقتصادی بودند، بیان نماید. به جای آن، وی از سوال ساده‌ ای استفاده نمود: “قبل از اینکه رای بدهید از خود بپرسید آیا وضع من از چهار سال قبل بهتر شده است؟”.

اصل پنجم: احساسی بودن

باید کاری کنیم تا حس خاصی در مخاطبان ایده ایجاد شود. هدف از احساسی کردن پیام ‎ها این است که کاری کنیم دیگران به آن اهمیت بدهند. احساسات باعث برانگیخته شدن افراد برای اقدام می‎ شود. فراموش نکنیم مردم معمولاً به خودشان اهمیت می‎ دهند، لذا سعی نماییم علایق و سلایق شخصی آنها را در ایده خود مورد توجه قرار دهیم.

اصل ششم: داستانی بودن

باید داستان بگوییم. آتش‌ نشانان بعد از هر آتش‌ سوزی داستان خود را با یکدیگر به اشتراک می‌ گذارند و با این کار تجربیات خود را چند برابر می‌ کنند. شنیدن داستان‌ ها مانند شبیه‌ ساز پرواز عمل میکند که ما را برای پاسخ سریع‌ تر و موثرتر آماده می‌ سازد. داستان‎ ها می ‎توانند به طور همزمان، احساس و ادراک ما را درگیر خود سازند. داستان‎ ها ماندگاری بالایی دارند و پیام خود را ساده و با احساس منتقل می‎ نمایند.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *