بازاریابی احساسی، موفق تر از بازاریابی محصولات

بازاریابی احساسی,بازاریابی دیجیتال,بازاریابی دیجیتال چیست حتما در کانال تلگرام نیوسئو عضو شوید (در کانال محتوایی هست که در سایت نیست!)

لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 2 امتیاز : 3]

شرکت‌ های موفق دنیا به‌ جای بازاریابی برای محصولاتشان، تجربه‌ های استفاده از آن را بازاریابی می‌ کنند.

آشنایی با تاکتیک‌ های برتر روان‌ شناختی بازاریابی؟

نیدی سینگ در سایت Quora به این سؤال پاسخ داده است. او رهبر تیم بازاریابی دیجیتال در شرکت Pristine است.

من و همسرم جدیداً از بنگلر بازدید کردیم و دوستانمان برای ناهار ما را به رستورانی بردند. دکوراسیون داخلی، موسیقی، نورپردازی و جای قرار گرفتن مبلمان و فضای محیط این رستوران بسیار عالی بود و حس یک رستوران لوکس را کاملاً القا میکرد. کارمندان آن مؤدب و حرفه‌ ای بودند و برخوردشان دوستانه بود.

ما غذا سفارش دادیم و غذا نه‌ تنها خوب بلکه عالی بود. همه نوشیدنی ها و خوراکی‌ ها طعم عالی و خاصی داشتند که بسیار لذت‌ بخش بود.

ناهارمان تمام شد و صورت‌ حساب را آوردند. ما انتظار یک قیمت زیاد را داشتیم اما بر خلاف تصورمان قیمت نهایی حتی نزدیک به انتظار ما هم نبود. قیمت‌ ها بسیار خوب و منطقی بودند. ما قیل از آنکه قیمت‌ ها را ببینیم، حاضر بودیم مبلغ بیشتری برای آن پرداخت کنیم، چرا که نورپردازی، موزیک ملایم و کارمندان خوش‌ برخورد برای ما یک مکان گران‌ قیمت را تداعی میکردند. این همان چیزی است که برندها می‌ خواهند: تحت تأثیر قرار دادن مشتریانشان توسط بازاریابی.

همه ما با چنین تفکرات ذهنی زندگی میکنیم و معانی مختلف را با واژه‌ ها مرتبط میکنیم. مردم و مکان‌ ها را قبل از آنکه بشناسیم، تنها بر اساس ظاهر، زبان، لهجه قضاوت میکنیم و بر همان مبنا برای اعتماد، جذب شدن و انتخاب آنها تصمیم گیری خواهیم کرد. بازاریاب‌ ها از این ویژگی‌ ذهنی بیشترین بهره را میبرند.

باورهایی وجود دارند که باعث خواهند شد چیزی را بر اساس ظاهرش قضاوت نماییم و بگوییم حتماً خوب یا بد است و نسبت به آن به جمع بندی‌ احساسی برسیم. این پیش‌ زمینه‌ ها، ذهن و احساسات را تحت تأثیر قرار میدهند. برای نمونه هر بطری انحنا‌ داری یادآور کوکاکولا میشود. به همین دلیل است که برند‌ها میزان قابل توجهی پول در بازاریابی سرمایه‌ گذاری خواهند کرد. از طریق بازاریابی، برندها می‌ توانند این پیش‌ زمینه‌ های ذهنی را به وجود آوردند.

بازاریابی احساسی,بازاریابی دیجیتال,بازاریابی دیجیتال چیست

کوکاکولا برای فروش شادی طراحی شده است

کوکاکولا مجموعه‌ ای از لحظه‌ های زندگی را در تبلیغاتش به تصویر میکشد: دید و بازدید یک مهمان، اولین قرار، گردش و تفریح با دوستان، جدایی، نوشیدن یک نوشیدنی خنک بعد از یک روز خسته کننده و گرم و … . در این تبلیغات کسی درباره ده دلیل خرید کوکا‌کولا حرف نمیزند و صرفاً احساسات ما را تحت تأثیر قرار میدهد.

همه این تبلیغات باعث خوشحالی ما می‌ شوند و کوکاکولا به‌ خوبی این حس را به نفع خود به حرکت درآورده است. برند کوکاکولا به‌ خوبی میداند که ما به سمت حس خود حرکت میکنیم و به همین علت آن را بر مبنای خوشحالی قرار داده است.

با گذشت زمان وقتی “کوکاکولا = شادی”، بارها و بارها تکرار شد و این باور در ذهن ما شکل گرفت، دفعه دیگر که بوی کوکاکولا را احساس کنیم این حس در ذهن تداعی میشود که میخواهیم شادی را تجربه کردیم و برای به دست آوردن این حس به یک بطری کوکاکولا نیاز داریم.

ذهن مسائل را به این شکل تفسیر میکند و آنها را با چیزهایی که دوست دارد، مرتبط میکند؛ همان طور که ظاهر رستوران را با گران قیمت بودن آن مرتبط میداند.

توانایی کوکاکولا در استفاده بهینه از این موضوع روان‌ شناختی آن را به یک برند موفق تبدیل کرده است. احتمالاً ما هم تأیید میکنیم که به دلیل تبلیغات نیست که این نوشابه را خریداری میکنیم و دلیل اصلی این است که واقعاً دوست داریم آن را بخریم.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *