کلید موفقیت شما در هدایت یک کسب و کار موفق

برنامه بازاريابي,برنامه بازاریابی,کسب و کار
میزان اهمیت : معمولی
حتما در کانال تلگرام نیوسئو عضو شوید (در کانال محتوایی هست که در سایت نیست!) مدت زمان تخمینی مطالعه این مقاله 10 دقیقه می باشد.
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 2 امتیاز : 5]


برخورداری از یک برنامه بازاریابی “Marketing Plan” کلید موفقیت ما در کسب و کاری است که داریم. در این مقاله، هر چند کوتاه و اجمالی، قصد داریم برخی از نکات مهم را به هنگام تهیه ی یک برنامه‌ بازاریابی یادآوری کنیم.

یک برنامه ی بازاریابی چنانچه درست پیاده شود باید شامل درک صحیحی از مطالعه ی بازار، وضعیت موجود شرکت، موقعیت کنونی ما، رقبای کاری و تجاری ما، مشتریان یا گروهی از مشتریان هدف ما، محصول ما “کالا یا خدماتی که ارائه میدهیم”، قیمت فروش، اقدامات پیشبردی و تبلیغاتمان باشد.

ما معتقدیم که بازاریابی موثر، برنامه ریزی و اقدامات پیشبردی، با “جمع آوری اطلاعات موجود” درباره‌ ی بازار شروع میشود. برای یک شروع خوب می توانیم از کتب و مجلات مرتبط با بازارمان استفاده کنیم. بنابر این به کتابخانه ها برویم و از کتابداران بخواهیم که کتب مرتبط را به ما معرفی کنند. مشتریان خود را خوب شناسایی کنیم و با آنها به گفتگو بنشینیم. یک برنامه ی بازاریابی خوب، در زمان حال جریان دارد، در طی مدتی که داریم برنامه را تهیه میکنیم، خودمان را منزوی نسازیم، ممکن است همان زمان یک مشتری از راه برسد و بخواهد ما را ببیند، نگوییم وقت نداریم، نمی توانم شما را ببینم، ما داریم یک برنامه بازاریابی تهیه و تنظیم میکنیم که خیلی مهمتر است! نه این اشتباه بزرگی است ! ما باید بدانیم که برای همان مشتری و همان مراجعه کننده است که داریم این برنامه را تهیه می کنیم. مطمئن باشیم که او هم آمده است به ما کمک کند. پس از هر فرصتی برای درک بهتر مشتری و نیازهای او استفاده کنیم. به منشی خود بگوییم که  “درب این اتاق به روی مشتری هایمان همیشه باز است!‌” حتی نیازی به وقت قبلی گرفتن هم نیست. تبلیغات کسب و کارهای دیگر که مرتبط با کسب و کار ما هستند را باید دقیقاً زیر نظر داشته باشیم. نکات جالبی که در تبلیغات و اقدامات پیشبردی مان داشته اند را یادداشت کنیم، بالای این یادداشت ها تاریخ بگذاریم و یادمان نرود که حتما با کارشناسان حرفه ای و خبره مشاوره کنیم. با استفاده از ابزارهای محاوره‌ ای (تعاملی) نقاط ضعف و قوت خودمان را مشخص کنیم. وقتی تمام اطلاعات مورد نیازمان را جمع آوری کردیم آنگاه برنامه بازاریابی خود را بنویسیم.

حال زمانی است که میدانیم دقیقاً کسب و کارمان چیست، آن را خیلی واقع بینانه و صریح بیان کنیم، به جای محصول مداری، مشتری مدار باشیم و نیازهای مشتری را مد نظر قرار دهیم، به قول فیلیپ کاتلر، تعاریف همیشه بهتر است مبتنی بر بازار باشد؛ نه محصول یا تکنولوژی و این خیلی مهم است.

برنامه بازاریابی,برنامه بازاریابی,کسب و کار

کالا یا خدماتی که ارائه می دهیم را باید به خوبی بشناسیم. موقعیت جغرافیایی بازاریابی هم مهم است، در چه منطقه یا محلی می خواهیم اقدام به بازاریابی کنیم؟ آیا رقبایمان را به خوبی می شناسیم؟ خودمان را چگونه از رقبا متمایز میکنیم؟ چه مزیتی کالا یا خدمات ما را از کالا و خدمات رقبا متمایز میسازد. قیمت کالا و خدمات ما خیلی مهم است، آن را دست کم نگیریم. شیوه های تبلیغی رقبایمان چگونه است؟ آیا از این موضوع اطلاعاتی داریم؟ چنانچه نداریم، پیش از نوشتن برنامه ی بازاریابی لازم است تحقیق کنیم. شیوه ها و الگوهای تبلیغی خودمان را بدانیم. شیوه‌ های توزیع ما و مکانی که کسب و کارمان در آن قرار دارد نیز مهم هستند. وقتی این اطلاعات را در دست داشتیم، اقدام کنیم به مرحله‌ ی بعد. یادمان باشد که یک برنامه‌ ی بازاریابی یک شبه بوجود نخواهد آمد.

مرحله ی بعد این است که مشتریانمان را به خوبی بشناسیم. بانک اطلاعات مشتریان کنونی باید به ما بگوید که بیشتر مشتریان کنونی ما در چه رده سنی قرار گرفته اند. جنسیت آنان چیست؟ درآمد آنان چقدر است (ماهانه یا سالانه) و از لحاظ فیزیکی در چه فاصله ای از ما قرار گرفته اند. آیا نزدیک به ما زندگی میکنند یا دور؟ ما باید بدانیم که مشتریانمان چطور با ما و کالا یا خدماتمان آشنا شدند. از طریق تبلیغات؟ با نامه نگاریهای مستقیمی که با ایشان داشتیم؟‌ از طریق دوست و آشنا (WOM)؟ از طریق نیازمندیها؟ اینترنت؟ و … – من همیشه در سمینارهایم این موضوعات را با طرح مثال می آورم که متاسفانه مجال چندانی در اینجا برای آن ندارم. ما باید عادات و الگوهای مشتریانمان را بدانیم. مثلا باید بدانیم که آنها معمولاً از کجا خرید میکنند؟ چه مجلات یا روزنامه هایی مطالعه می کنند؟ چه برنامه های تلویزیونی را می بینند؟ چه کانال رادیویی را انتخاب میکنند. ما حتی باید مشتریان بالقوه و آتی مان را بشناسیم و عادات و رفتارهای آنان را در برنامه‌ ی بازاریابی مان مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم و بیان کنیم. در یکی از سمینارهایم از کیفیت کالا مثال آوردم. باید بدانیم که مشتری ما چه کیفیتی از کالا و خدمات ما برایش مهمتر و با ارزش تر است. چه کیفیتی اهمیت کمتری دارد؟ آیا میتوان آن را طوری تغییر داد یا تعدیل کرد که رضایت مشتری را جلب کنیم؟ میخواهم در این باره فکر کنم و هر اطلاعاتی که در این مورد یا موارد داریم یادداشت کنیم و مطمئن باشیم که این یادداشتها یکی از مهمترین سرمایه‌‌ های یا دارایی هایی است که در اختیار داریم.

مطمئن باشیم که برخورداری از یک برنامه بازاریابی (Marketing Plan) صحیح کلید موفقیت ما در کسب و کاری است که داریم. برای گام برداشتن در مسیری درست، باید گام هایی درست برداریم و این نیازمند دقت است. یک برنامه بازاریابی با تصمیم ما و این اقدامات اولیه آغاز میشود، اما این به همین جا خاتمه نمی یابد و تازه اول راه هستیم.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *